
"دل من عاطفه را میفهمد" من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم/که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد غدههای بدخیم زندگی چقدر تلخه تجربه های این بازه از سنانگار هرچی پیشتر میری از دست دادن های بیشتری رو درک میکنیترس از دست رفتن هر ثانیه از فرصت باهم بودن ترس از دست دادن هر لحظه از باهم بودنبعضی آدم ها خیلی حیفن که انقدر زود از دست شون بدم و امیدوارم خدا اتفاق بهتری رو برامون بخواد [ نوشته شده در پنجشنبه دهم مهر ۱۴۰۴][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ] ...
ادامه مطلب
آن دم که عازم سفر آن جهان شود … احساس میکنم برای پایان یافتن این زندگی آماده ام ! [ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۲][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ] بخوانید...
ادامه مطلب
نوشته :«آدم ها همیشه از خود چیزی به جا میگذارند کهیک روز بی هوا پایت به آن گیرمیکند .چه کسی این را سر راه گذاشته؟ »راستی تو چرا هر لحظه سر راهی؟!...
ادامه مطلب
اين همه تقلا كردن براي جان كندن ... حاصل ندارد تا وقتي دستانم را نگيري. + بخير بگذران...
ادامه مطلب
درست حالا؟ حالا كه بعد از سال ها دوييدن بخاطر وبلاگ آرزوها کلمه و نرسيدن حالا كه بوسيدم شون و گذاشتم كنار حالا چشمكِ برآورده شدن ميزنن!!!! برزخ يعني درست همين حالا...
ادامه مطلب
"دل من عاطفه را میفهمد" من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم/که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد حماقت هاي احمقانه يك لحظه هايي هم هست كه دلت ميخواد زندگي رو تف كني بيرون . [ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۳۹۶][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ] ...
ادامه مطلب
دخترم... امروز كه نيستي مينويسم، براي فردايي كه بودي دخترم! بي توجه به من به زندگي ت برس، به آينده ت فكر كن و راه رسيدن به هدف ت رو پيش بگير دخترم ! هيچ منتي سرت نيست اگر به دنيا آمدي...هيچ منتي كه من براي داشتنت نه تنها هيچ تلاشي نكردم حتي آرزوي داشتنت رو هم در دل نداشتم [ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ]...
ادامه مطلب
همین هایی که می دانند یک مرگی ت هست و مدام لبخند تحویل ت می دهند و برای ت هدیه می خرند و به خیال خودشان می خواهند خوشحال ت کنند، همین ها می توانند از پا در بیاورند ت، با نپرسیدن همین یک جمله فقط :" چه مرگته؟ " همین ها، غیرقابل تکیه کردن ترینِ آدم هایند.... + ارغوان، شاخه ی هم خونه جدا مانده ی من، آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی ست هوا، یا گرفته ست هنوز؟ ! ...
ادامه مطلب