"دل من عاطفه را میفهمد"
من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم/که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد
گفت : به من ایمان داشته باش. ولی من نمیدونستم ایمان چیه و اصلا ایمان داشتن چجوریه. تا اینکه بعد از چند ساعت آشفته و مشوش و خراب از آتیش دلم ، یهو یه پیام ازش آرومم کرد. شاید ایمان همین باشه ، که گرهی باز نشد اما آب رو آتیش دلم شد .
تو دلم غوغاییه که نگو
[ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۳][ساعت
] [ توسط عاطفه] [ ]
