خرید بک لینک


























"دل من عاطفه را میفهمد"

من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم/که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد

بیست‌و‌نهم‌شهریور

میگه : میخوای چیکار کنی؟

گفتم : تحمل ، خودت گفتی تحمل کنم دیگه!

آخرش میگه : خوشحال شدم دیدمت

میگم : واقعا ؟ باورش یکم سخته ...

[ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۳][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ]

برچسب: نویسنده: آتنا مرادیان تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 1:16

صفحه بندی