"دل من عاطفه را میفهمد"
من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم/که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد
میگه : میخوای چیکار کنی؟ گفتم : تحمل ، خودت گفتی تحمل کنم دیگه! آخرش میگه : خوشحال شدم دیدمت میگم : واقعا ؟ باورش یکم سخته ...
بیستونهمشهریور
[ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۳][ساعت
] [ توسط عاطفه] [ ]
