خرید بک لینک


























"دل من عاطفه را میفهمد"

من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم/که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد

غده‌های بدخیم زندگی

چقدر تلخه تجربه های این بازه از سن

انگار هرچی پیش‌تر میری از دست دادن های بیشتری رو درک می‌کنی

ترس از دست رفتن هر ثانیه از فرصت باهم بودن

ترس از دست دادن هر لحظه از باهم بودن

بعضی آدم ها خیلی حیفن که انقدر زود از دست شون بدم

و امیدوارم خدا اتفاق بهتری رو برامون بخواد

[ نوشته شده در پنجشنبه دهم مهر ۱۴۰۴][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ]

برچسب: نویسنده: آتنا مرادیان تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 1:16

صفحه بندی