این روزهایی که جزء زندگیام نیست
اطمینانم به دستهای توست که رهایم نمیکند
تو همانی که بارها دست فرمانش را به رُخم کشیده
و اینبار هم نجاتم خواهی داد ...
این روزهای پر از زخمم را در جایجای این زندگی ثبت میکنم که یادم بماند چقدر مرحم و مرهم زخمهایم هستی
که اگر در این لحظهها مرا به حریمت نمیخواندی ، بیچارهی عالم میشدم
[ نوشته شده در شنبه یکم مهر ۱۴۰۲][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ]
برچسب:
نویسنده: آتنا مرادیان