دقیقاً دوماه ونیم از اون اتفاق لعنتیِ شب سوم اسفند میگذره و من هنوز غرق تنهاییِ اون تاریکیِ لعنتی ام
بغضم بیخ گلومه و اشکم با هر بهونه ای میریزه
کاش کسی بود باهام حرف میزد ...
باید برم لعنت به رفتن!
برچسب:
نویسنده: آتنا مرادیان
تاريخ: چهارشنبه
29 آبان
1398 ساعت: 1:36