
"دل من عاطفه را میفهمد" من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم/که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد تو دلم غوغاییه که نگو گفت : به من ایمان داشته باش.ولی من نمیدونستم ایمان چیه و اصلا ایمان داشتن چجوریه.تا اینکه بعد از چند ساعت آشفته و مشوش و خراب از آتیش دلم ، یهو یه پیام ازش آرومم کرد.شاید ایمان همین باشه ، که گرهی باز نشد اما آب رو آتیش دلم شد . [ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان ۱۴۰۳][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ] Ab0uT جای رفتنت...
ادامه مطلب
آن دم که عازم سفر آن جهان شود … احساس میکنم برای پایان یافتن این زندگی آماده ام ! [ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۲][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ] بخوانید...
ادامه مطلب
درست همان لحظه كه چمدان بستم و دل كندم وبريدم و عزمِ رفتن كردم و قدم در راه گذاشتم؛ يك "دوستت دارم " ميخ كوب م كرد و حالا روزهاست معلق م بين رفتن و ماندن ... راستي چرا خدا انقدر سخت امتحان ميگيرد؟؟! صرف اين دو فعل؛(رفتن) و (ماندن) سخت ترين امتحان م شد ....
ادامه مطلب
وقت دل کندن ه باید دل بکَنی حتی اگر جان بکَنی این راه نیست، بیراهه ست + چقدر خوبه که خدا ستّار ه ❤️...
ادامه مطلب
دليل براي خوشبختي كم نيست اما اين دليل نميشه به حد مرگ غمگين نباشي گاهي همين... + وقتي اومدي نشستي تو جاي خالي زندگيم بايد فكرشو ميكردي با رفتنت اين جاي خالي بزرگتر از قبل ميشه [ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶][ساعت ] [ توسط عاطفه] [ ]...
ادامه مطلب
سعی کردم این بار دلت را نشکنم که بعد از رفتنت حسرتی بر دلم نماند + انتظار کشیدن برای لحظه ی رفتن ت از رفتن ت سخت تره + تو یک بار رفته ای...ترس از دست دادن ت ریخت... امروزفقطعاشق ت هستم!! ...
ادامه مطلب