
"دل من عاطفه را میفهمد" من مسلمان شده ی مذهب چشمی هستم/که در آن عاطفه با عشق و جنون توام شد ته مه جا بدا برمه ی بی چمر بی پرسید هنوز وبلاگ مینویسی؟گفتم آره، هر وقت که از شدت غصه دارم میترکم اما نمیتونم بروز بدم :(امروز به یه بدذاتی عجیبی رسونده شدم که فکرش رو هم نمیکردماما همینقدر عوض شدم و ترسم اینه شاید حتی عوضی !احساس میکنم مغزم در حال انفجاره ، نبضم رو در مویرگهای مغزم حس میکنمچرا این گره کور ، هی کورتر میشه؟ [ نوشته شده در شنبه پنجم آبان ۱۴۰۳][ساعت ] [ ت...
ادامه مطلب